باران جانباران جان، تا این لحظه: 17 سال و 2 روز سن داره

روزی که باران آمد

خيلى وقته نيومديم اينجا 🙈🙈🙈دلم براى تك تكتون تنگ شده

نصیحتهای خواهرانه

1392/12/21 14:06
نویسنده : میم
1,102 بازدید
اشتراک گذاری

 دیروز بعد از ظهر خسته از شب بیداری ها رو تخت دراز کشیدم تا کمی استراحت کنم به باران هم سفارش کردم که سر و صدا نکنه هومان هم تو تخت خودش کنار تخت ما بود و گاهی نق نق کوتاهی میکرد و دوباره میخوابید باران هم میومد بهش سر میزد و قربون صدقه اش میرفت ، خواب و بیدار بودم که باران اومد بالای سر هومان و باهاش صحبت میکرد که مامانت خسته است بخواب چرا نق نق میکنی من خوابیدنو دوست ندارم که نمی خوابم ولی شما بچه ای باید بخوابی دستاتو تکون بده (چون هومان همراه نق نق دستاشم تکون میداد )  ولی صدا از خودت در نیار مامانت بیدار میشه

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (6)

❀ ◕ ‿ ◕ ❀ نی نی شیطون ❀ ◕ ‿ ◕ ❀
21 اسفند 92 15:57
می خواهم برگردم به روزهای کودکی آن زمان ها که : پدر تنها قهرمان بود . عشــق، تنـــها در آغوش مادر خلاصه میشد بالاترین نــقطه ى زمین، شــانه های پـدر بــود ... بدتـرین دشمنانم، خواهر و برادر های خودم بودند . تنــها دردم، زانو های زخمـی ام بودند. تنـها چیزی که میشکست، اسباب بـازیهایم بـود و معنای خداحافـظ، تا فردا بود...
دختر آسموني
26 اسفند 92 13:42
الهي نازي عزيزم كه اينقد دختر با محبتي هستي و مواظب داداشيت هم هستي.
شادی
29 اسفند 92 23:04
سلام عزیزم. سال نو مبارک. ایشالا سال جدید سرشار از روزهای شادی و سلامتی باشه. سر فرصت میام می خونم.
سوده
3 فروردین 93 0:54
بوی جان می آید اینک از نفس های بهار دستهای پر گل اند این شاخه ها، بهر نثار با پیام دلکش ”نوروزتان پیروز باد” با سرود تازه ”هر روزتان نوروز باد” شهر سرشار است از لبخند، از گل، از امید تا جهان باقی است این آئین جهان افروز باد . . .
نوشين مامان آريا
26 فروردین 93 14:36
قربون اون نصيحتت دختر ناز
آویسا
11 اردیبهشت 93 14:51
آخی عزیزم چه دختر مهربونی خدا حفظش کنه.من آویسا هستم افتخار دوستی میدین؟؟؟؟؟
میم
پاسخ
سلام عزیزم منم با افتخار لینکتون کردم